تبليغاتX
.:فيزيك حالت جامد 88:.

.:فيزيك حالت جامد 88:.

دنیایی که بچه های فیزیک میسازند

چگونه موفق شویم؟ How to succeed



PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند)

STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردنند)


SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)

LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند)


PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)



پ ن:نویسنده نداریم انگاااااااااااااااااااااااااااااار......

مجبور شدم خودم دس به کار شم!!!!

باباااااااااااااااااا یکی یه حرکتی کنه دیگه!

دانشجوی فیزیک و تنبلی؟؟؟؟!!!


موفق باشین.

                          (شکوفه)

+ نوشته شده در  90/04/20ساعت 8:49  توسط   | 

پیش بینی اتفاقات سال 2012

  • در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال ۲۰۱۲ بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها, تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.
    ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.

    از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر ۱۱ سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.
    ستاره شناسان این پدیده ها را از سال ۱۸۵۹ رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می ۱۹۲۱ توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.
    در گزارش ۱۳۲ صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال ۱۸۵۹ امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”

    به گفته دانشمندان ناسا, پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.

    در ۲۰۱۲ چه بر سر ما خواهد آمد؟

    ظاهراً, در ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ تحل عظیمی در جهان رخ خواهد داد به طوری که بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد.
    یا به عبارتی آخرالزمان فرا خواهد رسید.

    اکنون شما ۲ سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید…!! این خبری است که در تیتر اخبار بسیاری از کشورها قرار دارد
    مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند, البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید.

 


 

  • قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم.
    مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با ۳۶۵ پله ساخته! به تعداد روزهای سال.

    مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال ۲۰۱۲ ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن,مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود,مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن!
    مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال کره ماه رو که گمونم ۲۷۹ روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند,تقویم مایا برای ۴۰۰ میلیون سال استخراج شده است,سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.
  • همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. حالا بریم سر اصل مطلب,پیشگویی!
    پیشگویی می گه: تو ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ زندگی روی کره زمین وارد یک دوره جدید می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست).
    حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. یکی از استادان دانشگاه هم اطلاعاتی در این مورد داشت,جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال ۲۰۱۲ اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟
  • ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!
    مایاها معتقد بودند که زمین از ۵ دوره تشکیل شده, پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که ۲۰۱۲ پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد, گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه
    این کدها درخود قسمتها وقسمتهای زیادی را در مورد یک اتفاق هراسناک خورشیدی درسال۲۰۱۲بیان میکند دانشمندان متفق النظر هستند که هر۱۰۰ سال یا بیشتر شعله های خورشیدزبانه می کشند و منظومه شمسی را تحت تاثیر خود قرار میدهند.
    تئوری میگوید که درسال ۲۰۱۲ یک شهاب سنگ باعث انفجار خورشیدی میشود که باعث سوزاندن کره ی زمین میشود.
    دو مطلب جالب: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند!
    البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره, حتما شروعی خواهد بود, برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.
    همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایا ها در روز ذکر شده تمام می شود.
    آیا روز ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است. آیا به پایان رسیدن تقویم مایا ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان , شاید هم …… به هر حال باید صبر کرد.

 

  • اگه اطلاعاتی در این باره دارید مارو هم در بخش نظرات در میون بزارید و به بحث بپردازید.

منابع:

رضا کریم

پویان خوشحال

سایت های مختلف

+ نوشته شده در  90/01/19ساعت 15:6  توسط   | 

سلام..........ما هم اومدیم!!!!

اول یه سلام مخصوص به بچه های جامد 88.امیدوارم تا اینجای عید به همتون خوش گذشته باشه و ازین به بعدم بیشتر خوش بگذره بهتون.

نویسنده ی جدیدم و اگه دیدین مطلبام به دلتون ننشست به تازه کاریم ببخشین.درست میشه!

واسه شروع یه معما میذارم که تو این چندروز بهش فکر کنین و حتما نظر بذارین.

اين چيستان رو بيل گيتس  طراحي کرد تا از بين ۱۰۰ مهندس يکي را براي شرکتش انتخاب کند:

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام يک در دارند ولي هيچکدام پنجره ندارند. درهايشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاريک است. در يک اتاق سه چراغ برق به توانهاي ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق ديگر سه کليد برق مثل هم وجود دارد. ما نميدانيم کدام کليد کدام چراغ را روشن ميکند( مثلا نميدانيم آيا کليد وسطي مربوط است به چراغ وسطي يا به چراغهاي ديگر اما بطور قطع ميدانيم که هر کدام از کليد ها يکي از چراغها را روشن ميکند.همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم.)شما معلوم کنيد که هر کليد مربوط به کدام چراغ است.. براي اينکار و در شروع، شما بايد در اتاق کليدها باشيد و کار را از آنجا شروع کنيد. شما ميتوانيد هر چند مرتبه که بخواهيد کليدها را روشن و خاموش کنيد. اما شما تنها هستيد و نميتوانيد از کسي کمک بگيريد و هيچگونه وسيله اي هم خواه برقي خواه غير برقي بهمراه نداريد و مهمتر از همه اينکه شما حق نداريد بيش از يکبار وارد اتاق چراغها شويد و وقتيکه وارد شديد و بيرون آمديد، ديگر نميتوانيد مجددا وارد آن اتاق بشويد.      

حالا بگین که هر کليد کدوم چراغ رو روشن مي کنه؟؟؟

 جوابشو تا چند روز دیگه میذارم البته به شرط اینکه چندتایی نظر باشه!!!

منتظر جواباتون هستم.خوش باشید...

 

                                                                                                                 "شکوفه"

+ نوشته شده در  90/01/03ساعت 15:16  توسط   | 

1390

  • سلام به 1390

زمین برای پوشیدن جامه ی نو مهیا می شود و طبیعت برای در آغوش کشیدن هر ان چه زندگی است...

زندگی رنگ تازه میگیرد...سبز...سبز...سبز

سرشاخه های درختان پناه گاه پرستوها می شود,جوانه ها پر شور و بی تاب برای سر زدن از شاخه ها لحظه شماری میکنن.

در میان این همه من و تو برای چه مهیا می شویم؟

اخرین برگهای تقویم 89 را ورق بزن.تا پایان سال راهی نمانده است.آیا برای استقبال از بهار آماده ای؟

تردید نکن!با طبیعت حرکت کن!

هنوز دیر نشده حتی اگر کوتاهی کرده ایم بیا همراه طبیعت اندیشه های مان را خانه تکانی کنیم...

این که خشک بوده ایم و بی برگ مهم نیست!

فصلی نو آغاز کنیم.زندگی دوباره جان میگیرد....

سال نو مبارک...

1

پویان

+ نوشته شده در  89/12/26ساعت 20:23  توسط   | 

 

بیگ بنگ×به زودی میایم

ی

زنظر بدیدز

یگ بنگ

+ نوشته شده در  89/11/21ساعت 20:10  توسط   | 

این که اصلا کپی نیست!!!!!

پ.ن:

خودم چن سالی میشه بورو میشناسم .آدم خوبی بود.خدایش کناد

ر.ک.ب.ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توهین بابک ریاحی پور ( آهنگساز , تنظیم کننده و نوازنده گیتار باس ) به محسن چاوشی ;

ریاحی پور در بیست و نهمین شماره مجله رویش  صفحه 71 در یادداشتی در رابطه با آلبوم احسان خواجه امیری عنوان کرد : آلبوم احسان را نمی شود زیر سوال برد و نقد و زیر سوال بردن مخصوص کارهای مزخرفی مثل کارهای چاوشی است !

ریاحی پور پیش تر ساسی مانکن را به عنوان پدیده موسیقی دانسته و اذعان داشته : هر وقت كه به آهنگ‌هاي او گوش مي‌كنم تا يك ساعت حالم خوب است!

یادداشت بابک ریاحی پور در مورد آلبوم " یه خاطره از فردا " احسان خواجه امیری :

بهتر از مزخرف هایی مثل چاوشی !

احسان در آلبومش سعی کرده که سبک های مختلفی را تجربه کند و به سلیقه های آدم های مختلف احترام بگذارد . یعنی نخواسته صرفا عاشقانه و اسلو بخواند تا خاطره ی تیتراژ های تلویزیونی اش را زنده نگه دارد .

کلا نگاهم به این آلبوم ممتنع است . این آلبوم با تمام ضعف هایش , مثل همه کارهای احسان مورد توجه قرار خواهد گرفت و فروش خوبی داشته است . کارهای او یک فرمول کلی داشته اند که همیشه هم موفق بوده اند و این کار هم دنباله روی همان فرمول است . پس فرمولی را که تا به حال نتیجه مثبت داشته , از بیخ و بن نمی توان زیر سوال برد . نقد و زیر سوال بردن , مخصوص کارهای مزخرفی مثل کارهای چاوشی است ! کاری که از بالا تا پائینش ایراد است و می شود کامل و واضح در موردش نظر داد ! ولی احسان نه . من موافق نیستم که کلیت کارهایش را به صرف این آلبوم زیر سوال برد .

بابک ریاحی پور - مجله رویش مهر 89 شماره 29 صفحه 71


 باید تاسف خورد برای بابک ریاحی پور که ساسی مانکن را پدیده معرفی می کند و آهنگهایش او را آرام می کند و با چنین توهینی به محسن چاوشی قصد خود نمایی دارد

باید تاسف خورد برای مجله رویش که با این جسارت چنین مطالبی را به چاپ می رساند ....

حالا برید ادامه مطلب اصلا حالم خوب نیستا!!!!!!!!!!!!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/11/21ساعت 20:9  توسط   | 

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

.

.

.

.

.

.

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

...

۵۰

پ.ن:

ادامه مطلب

اصلانم از لوس دات کام کپی نکردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/28ساعت 0:0  توسط   | 

این نوشته"تیتر" ندارد,"غصه" دارد!!!

این نوشته"تیتر" ندارد,"غصه" دارد!!!

...و چه بسیار که "متن" ندارد,حاشیه دارد.بگذریم که گاه باید گذشت و گذاشت که"گذشت" را را گذشت معنی کنند,به معنای آنکه از خود گذشت!

 

گاهی اوقات نمیدانم به "حسین" سلام کنم یا جواب  سلامش را بدهم."السلام علیک یا اباعبدالله"جواب سلام ماست به حسین.هیچ کس در  سلام دادن به حسین,پیشی نمیگیرد از حسین.
"السلام علیک یا اباعبدالله".زیارت عاشورا دیدار حسین است با عاشوراییان.حسین از لب ما به ما سلام میکند.

چه مقدس است این لب که سفیر سلام حسین است به ما.لبی که لبالب از حب ارباب باشد در آتش نمیسوزد:"السلام علیک یا اباعبدالله"

به به!عاقبت عشق ات میکشد مرا حسین

عشق ات...

حسین جان!حرف دلت همین است که این روزها آخرالزمان است.

این روزها آخرین روزای زمین است و خدا دارد  آخرین حرف هایش را به ما میزند.

این روزها خدا دارد با ما اتمام حجت میکند.ما اخرین فرزندان آدمیم.خانه ما آخرین خانه کوچه بنی هاشم است.بنی هاشم اعضای یک پیکرند و بنی ادم شقه شقه شده اند.

"محمد" ناموس ماست و "حوا "ناموس "آدم"

این روزها هرکس در فکر دفاع از ناموس خویش است.اغلب پسران ناموسشان جیب پدرشان است.صدا و سیمای ما ناموسش پیامهای بازرگانی اش است.بعضی دیگر اصلا با مقوله ناموس نسبیتی ندارد.گذشته از انسان هایی که ناموس جایی در قاموس شان ندارد,بزرگی انسان ها را به ناموسی که دارند,باید سنجید.دین محمد اما ناموس ماست.

اسلام مادر بزرگ اجداد من ناب نبود,روی طاقچه بود.سجاده را باید روی آتش انداخت مانند تو حسین جان.روی فرش,ابن ملجم هم بلد بود نماز بخواند,تازه با تعقیبات! درمبارزه باید قامت بست,نه پستو.

"سلمان" باید بود نه مسلمان.شمر هم مسلمان بود.حسین جان!

اسلام باید ریشه در تیشه جهاد داشته باشد نه نهال باغچه پدربزرگ.

ایام محرم الحرام بر تمام دوستداران آن امام تسلیت...

پ.ن:

اگه امام حسین الان بود و بهتون میگفت یه درخواست  ""فقط یه درخواست"" ازش داشته باشید,اون چی بود؟

منتظر جوابهای زیباتون هستیم

+ نوشته شده در  89/09/17ساعت 20:32  توسط   | 

دانشمندان ایرانی

ما در این نوشتار می خواهیم به صورت  دقیق زمینه ها و عوامل  انجام این اقدامات تروریستی را از منظر سیاست بین الملل بررسی  و دلایل احتمالی  ترتیب دهندگان این حملات را تحلیل و پشت صحنه سیاسی این گونه اقدامات را تبیین نماییم.

توقف غنی سازی ،ماموریت غیر ممکن:

از سال 2005 که آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی ایران رسید فعالیت مجدد سانترفیوژهای نیروگاه نطنز و غنی سازی  اورانیوم به عنوان یکی از سیاستهای مهم و غیر قابل بازگشت هسته ایران تبدیل شد. غربیها همواره در مذاکرات خود توقف غنی سازی را به عنوان مهم ترین خواسته خود برای مراحل بعدی مذاکرات معرفی می کردند و نهایتا آن را در قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل گنجاندند که سرپیچی ایران از آن عواقب و پیامدهای حقوقی مثل تحریم برای ایران داشته باشد.

به نظر می رسد روشهای کلاسیک جنگ سخت و دیپلماسی کلاسیک غربی هیچ کدام دربرابر توان رو به رشد هسته ایران کارایی نداشته و طرف غربی و سیاست سازان آن به دنبال مدل دیگری برای هدف اصلی غرب یعنی توقف برنامه هسته ای در ایران و ایجاد اختلال در آن بودند.

 اگرچه 4 قطع نامه تحریم علیه ایران به تصویب رسید اما عملا ایران هم چنان بی اعتنا به این قطع نامه ها به مسیر خود ادامه می دهد.غربی ها به نظر می رسد به کمتر از تعطیلی دائمی فرایند غنی سازی هسته ای در ایران راضی نخواهند بود و غیر  از توقف  غنی سازی به دنبال محدودیت برنامه موشکی دوربرد و میانبرد و  همچنین تحقیقات وابسته هستند.اما عملا ابزارهای غرب برای انجام این هدف چیست؟

1-مذاکرات 5+1 و ایران،آرزوهای از دست رفته:

این مذاکرات پس از تغییر رییس جمهور ایران و دبیرخانه شورای امنیت ملی کشور از سال 1384 (2005) برای طرف غربی دچار نوسانات جدی شده است.مذاکره کنندگان جدید هسته ایران نه تنها از لحاظ ادبیات سیاسی با گذشتگان خود دارای تفاوتهای جدی بودند بلکه مهم ترین دستاورد غربی ها از مذاکره با دولت پیشین ایران که همانا تعلیق داوطلبانه غنی سازی بود را لغو و غنی سازی را خط قرمز حداقلی خود می دانستند.این مذاکرات اگرچه با  فراز و نشیبهایی ادامه داشت اما عملا سیاستهای تشویقی و تنبیهی 5+1 و استراتژی  چماق و هویج فاقد کارایی بوده و چون غرب هدف اصلی خود  را تعطیلی غنی سازی  در ایران می داد عملا این مذاکرات کارایی خاصی برای آنها ندارد.

2- حمله نظامی و آرماگدون:

اگرچه اسراییل و دست راستی هایش بر طبل حمله نظامی به تاسیسات غنی سازی ایران می کوبند اما واقع گرایان سیاست خارجی ایلات متحده و اتحادیه اروپا می دانند نه تنها  حمله به ایران به علت توان بازدارندگی ایران و متحدانش در عراق و لبنان و حتی افغانستان تبعات امنیتی شدیدی برای آنها پدید می آورد بلکه اقتصادهای ضعیف شده  آنها که تحت تاثیر بحرانهای بین المللی اقتصادی بوده است توان شوک جدید نفتی و هزینه های سنگین نظامی را نخواهد داشت.از سوی دیگر تحلیلگران غربی براین باورند که حمله به تاسیسات هسته ای  ایران زمینه را برای خروج ایران از ان پی تی و هم چنین  توسعه فعالیتهای مخفیانه و زیرزمینی هسته ای فراهم می کند.

اگرچه اسراییل و دست راستی هایش بر طبل حمله نظامی به تاسیسات غنی سازی ایران می کوبند اما واقع گرایان سیاست خارجی ایلات متحده و اتحادیه اروپا می دانند نه تنها  حمله به ایران به علت توان بازدارندگی ایران و متحدانش در عراق و لبنان و حتی افغانستان تبعات امنیتی شدیدی برای آنها پدید می آورد

جنگ فرا مدرن  در برابر توان هسته ای ایران:

به نظر می رسد روشهای کلاسیک جنگ سخت و دیپلماسی کلاسیک غربی هیچ کدام دربرابر توان رو به رشد هسته ایران کارایی نداشته و طرف غربی و سیاست سازان آن به دنبال مدل دیگری برای هدف اصلی غرب یعنی توقف برنامه هسته ای در ایران و ایجاد اختلال در آن بودند. رژیم صهنویستی به نظر می رسد با توجه توانایی های فنی و اطلاعاتی خود و هم چنین انگیزه منطقه ای بالاتر در این جنگ فرامدرن نقش محوری را بازی می کند.این جنگ فرامدرن علیه ایران هسته ای دارای دو جبهه است:

1-جاسوس بازی و کرم رایانه ای استاکس نت:

 

اولین جنبه این جنگ فرامدرن که نسبتی با جنگهای قرن بیستمی ندارد جنگ سایبری است. در ۳۱ تیرماه گذشته، شرکت سیمانتک، یکی از بزرگترین تولیدکننده های ضد ویروس جهان، گزارشی منتشر کرد که حکایت از آلودگی کامپیوترهای جهان به کرمی به نام استاکس نت داشت. نکته قابل توجه این گزارش، آماری است که نشان می دهد ۶۰ درصد از آلودگی های این کرم درجهان، از آی پی های کاربران ایرانی ارسال شده است. استاکس نت سیستم های کنترل صنعتی است. البته کارشناسان شرکت زیمنس آلمان دریافتند که این کرم، برنامه سیستم‌های کنترل صنعتی زیمنس به نام اسکادا را هدف قرار داده است.

اسکادا در کارخانه های تولیدی، نیروگاه‌های برق ، تصفیه‌خانه‌های آب، صنایع نفت و گاز و برخی از آزمایشگاه های پیشرفته استفاده می شود. رم استاکس نت پس از رسیدن به این سیستم‌ها، شروع به جمع آوری اطلاعات محصولات آن کارخانه، روند تولید و حتی اطلاعات ذخیره موجود در سیستم می کند. سپس از طریق اتصال به اینترنت اطلاعات را به مقصد نامعلومی ارسال می کند. ایران با گزارش حدود ۵۹ درصد آلودگی، با اختلاف زیادی بالاتر از رقیب بعدی خود اندونزی با بیش از ۱۸ درصد آلودگی قرار گرفته است.این موضوع سبب شده است بسیاری از کارشناسان، ایران را هدف اصلی طراحان این کرم جاسوس بدانند.

دیروز دکتر  احمدی نژاد در کنفرانس خبری در تهران خرابکاری در سانتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم ایران را تایید کرد.

او گفت این خرابکاری که با قرار دادن برنامه هایی درقسمت های الکترونیکی سانتریفیوژها درگذشته صورت گرفته، توسط کارشناسان شناسایی شده و مشکل رفع گردیده است و کارشناسان راههای خرابکاری در آینده را بسته اند.به نظر می رسد این حمله توسط این کرم انجام شده باشد. کارشناسان معتقدند که استاکس نت حداقل دو هدف صنعتی دارد. یکی از آنها سانتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم است که آقای احمدی نژاد به آن اشاره کرده است؛ دومی می تواند توربینی در نیروگاه اتمی بوشهر باشد.

2- دانشمندان هدف تروریستها در تهران :

فاز دوم این جنگ فرامدرن علیه  دانشمندان هسته ای به عنوان مغزافزار برنامه هسته ایران صورت می گیرد.سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی غرب برای توقف برنامه هسته ای ایران نیازمند از بین بردن مغزافزارها و نه سخت افزارهاست. دانشمندان فیزیک و فیزیک هسته ای که با برنامه صلح آمیز اتمی ایران همکاری می کنند مهم ترین هدفهای سرویسها یا برای جذب و فرار از کشور و یا ترور و حذف فیزیکی هستند.

سرویسهای اطلاعاتی غربی و یا صهیونیستی دریافته اند که توقف دیپلماتیک و یا نظامی برنامه هسته ایران غیر ممکن

ترور

 است و لذا می باید به سراغ سازندگان این برنامه رفت.در واقع هدف ویروس استاکس نت و ترورهای دیروز تهران عملا یکی است.کارشناسان امنیتی  با توجه  به تشابهاتی که مابین نوع ماده انفجاری به کار رفته در ترور‌های دیروز با ترور عماد مغنیه در دمشق تا ترور دکتر علیمحمدی دانشمند هسته ای دیگر در سال گذشته وجود دارد  به سر نخهای مهمی و قابل توجهی دست یافته اند.

در واقع سیستم شهادت عماد مغنیه و این سه دانشمند ایرانی مشابه با هم طراحی و عملیای شده است که رژیم صهیونیستی را به عنوان مهم ترین متهم معرفی می کند.

 

پ.ن:

منبعoneonline.ir

مطلب عینا کپی شده در نتیجه نویسنده هیچ نقشی در عنوان مطلب ندارد و نتیجه گیری به عهده خواننده پست است.

+ نوشته شده در  89/09/16ساعت 10:9  توسط   | 

فرمول ریاضی عشق! + عکس

مطلب عینا از وبلاگ  شکوفه

یک ریاضیدان اسپانیایی معادله ای ریاضی را ارائه کرده است که به کمک آن می توان در خصوص دوام عشق توضیح داد.


به گزارش خبرگزاری مهر، "خوزه مانوئل ری" از دپارتمان آنالیز اقتصادی دانشگاه مادرید این معادله ریاضی را ابداع کرده است.

به اعتقاد این ریاضیدان، برای درک دلایلی که بسیاری از زوجها را وادار به جدایی می کند و یا باعث می شود که از یک عشق ابدی بهره مند شوند به یک مدل ریاضی نیاز است.

این دانشمند، فرمول خود را "قانون دوم ترمودینامیک کاربردی برای واکنشهای احساسی" نامگذاری کرده و اظهار داشته است که یک اتحاد برای حفظ بقا به طور مداوم از انرژی تغذیه می کند و این معادله و مدل ریاضی می تواند به خوبی دینامیک موفقیت و عدم موفقیت عشق را توضیح دهد و به زوجین کمک کند که برای قلمرو احساسی خود نقطه متعادل را پیدا کنند.

این معادله ریاضی عبارت از:    تو+ او - انرژی = انحلال عشق

براساس گزارش PhysOrg.com، این فرمول ریاضی نشان می دهد که با حذف انرژی لازم برای تغذیه عشق، زندگی زوج به نتایج غم انگیزی منجر می شود.

 

+ نوشته شده در  89/09/07ساعت 10:57  توسط   | 

یک ترم یک دانشجو چگونه میگذرد؟

شروع ترم

یک هفته بعد از شروع ترم

دو هفته بعد از شروع ترم

قبل از میان ترم

در طول امتحان میان ترم

بعد از امتحان میان ترم

قبل از امتحان
پایان ترم

اطلاع از برنامه پایان ترم

 

۷ روز قبل از پایان ترم

۶ روز قبل از پایان ترم

۵ روز قبل از پایان ترم

۴ روز قبل از پایان ترم

۲ روز قبل از پایان ترم

۱ روز قبل از پایان ترم

شب قبل از امتحان

 در طول امتحان

هنگام خروج از
سالن امتحان

 

پ.ن

 تف تو لیوان آب دبیر دینی...

+ نوشته شده در  89/09/01ساعت 19:53  توسط   | 

چیست!

 

چیست فرق آدمی با جانور   تا که می نازد به خوداز آن بشر

آدمی را گر نبود این امتیاز   بود بیش از جانور غرق نیاز

هست این نیروی ممتاز بشر   عقل دور اندیشو آینده نگر

در شگفتم,

در شگفتم من چرااین برتری   گشته بر او مایه ی وحشی گری

 

در طبیعت بی گمان هر جانور هست در هنگام سیری بی خطر

من نمیدانم,

نمیدانم چرا نوع بشر وقت سیری میشود خونخوار تر

در میان جنگل دورو دراز هیچ حیوان دیده ای هم جنس باز

هیچ شیری دیده ای در بیشه زار جمع شیران را کشد بالای دار

هیچ گرگی بوده کز بهر مقام گرگهارا کرده باشد قتل عام

هیچ ماری دیده ای با زهر خود کشته ها برپا کند در شهر خود

هیچ میمون ساخته بمب اتم تاکه هستی را کند از صحنه گم

دیده ای ,

دیده ای  هرگز الاغی بارور مین گذارد کار زیر پای خر

هیچ اسبی دیده ای غیبت کند یا به اسب دیگری تهمت زند

هیچ خرسی آتش افروزی کند؟ یا گرازی خانمان سوزی کند؟

هیچ گاوی دیده ای کز اعتیاد داده گاو گاوداری را به باد

پس چرا,

پس چراانسان با عقل و خرد ابروی دامو دد را میبرد

پس بود دیوانه بی ازار تر  زانکه محرومست از عقل بشر

مولوی,

مولوی استاد حکمت در جهان کرده بس این نکته را شیرین بیان

""ازمودم عقل دور اندیش را بعدازین دیوانه سازم خویش را""

 

زین سبب آنکس که مینوشد شراب تا شود لایعقلو مستو خراب

چون شود از عقل و حیلت بی خبر پس شرف دارد,

شرف دارد به شیخ حیله گر

پ.ن:

پس شرف دارد به شیخ حیله گر

SYNTAX: نیو ترک کامینک سون

+ نوشته شده در  89/08/16ساعت 0:0  توسط   | 

امروز 4 شنبه 13 ابان ماه سال 1388شمسی است!

پ.ن:

از گفتن عواقب بعد جریان معذوریم

خیلی از قسمتهای  متن سانسور شده.

در نا امیدی بسی امید است

""سیز ده"" باشید

 البته منهای "ده" و بدون یکی از نقطه های "ی"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/12ساعت 16:1  توسط   | 

((()))

سه پند لقمان به پسرش*

دانشجوی نمونه شدن**

مردی که می خواست خدارا ببیند***

خرید شوهر****

دانشجوهم دانشجویان قدیم*****

عشق واقعی******

کشتی نوح*******

پ.ن:

به خدا درسا نمیزاره!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/06ساعت 0:0  توسط   | 

...::::علم!!!!:::::....

how beautiful these three important things in life perspective Dr.Ali Shariati stated

Do not rely on three things never

 

                   Pride

                    Lie   

                    Love

 

تا بحال از خود پرسیده‌اید که علم چیست؟ اگر از یک پزشک بپرسند علم چیست، می‌گوید طب و یا زیست شناسی. اگر از یک شیمیست این سوال را بپرسند، همان جمله معروف پاولینگ را بیان می‌کند و خدا نکند این سوال را از یک فیزیکدان بپرسند.

 می‌دانید چه جوابی می‌دهد؟ یکی از بزرگان فیزیکدان می‌فرمود،

 شیمی   الکترون مدار آخر فیزیک است!

+ نوشته شده در  89/08/01ساعت 0:0  توسط   | 

فیزیک

سلام به همگی.

این مطلبو بخونین خیلی جالبه:

راز نهفته در نبوغ انیشتین:بعد از مرگ انیشتین در 1955 مغز او توسط "توماس تولز هاروی" برای تحقیقات برداشته شد.اما این کار به صورت غیر قانونی انجام شد.بعد ها پسر انیشتین به او اجازه ی تحقیقات،در مورد هوش فوق العاده ی پدرشو داد.

"هاروی"تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد.

 از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند را داشته است.

 همچنین مغز او دارای مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته،که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلول های عصبی را با یکدیگر فراهم میسازد.

 علاوه بر این مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همین طور قطعه ی آهیانه ی پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

 

علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت: انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعش ایجاد سوراخ در جوراب میشود.

 سپس او تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند!و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت!

چند وقت پیش چند تا آیا میدانید جالبم خوندم اونارو هم واستون میذارم:

آیا میدانید:

1) شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید!

2)حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند؟

3)شن خیس از شن خشک سبکتر است.

4) فقط قورباغه های نر قورقور می کنند!

5) قرنیه ی چشم انسان خون ندارد.

6) هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ می­تواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمتر عبور کند؟

7)در دهه 1830 سس گوجه فرنگی به عنوان دارو فروخته می شد!

8) زهره تنها سیاره ای است که در جهت عقربه های ساعت به دور خودش می چرخد.

9) بیشتر گرد و غبار موجود در منزل از پوست مرده ای است که از بدن شما می ریزد!

10) زنبور عسل 5 چشم دارد كه دو تا چشم اصلی در بغل سر و 3 تای دیگه بر روی سر اون قرار دارد!

11) الفباى هاوایى تنها ١٢ حرف دارد.

12)کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند.

13)وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.

14) در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است!

15) درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد!

(مهسا)

+ نوشته شده در  89/07/24ساعت 13:12  توسط   | 

کــــــــــــوچــــــــه مـــــــــــلّــــــــــــــــی

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــوچــــــــــــــــــــــــــــــــــــه   مـــــــــــــــلـــــــــــــــــی

هـنـوز عکـس فـردیـن بـه دیـوارشـه

هـنـوز پرسـه تـو لالـه زار کـارشـه

تـو رویـاش هنـوزم بـلیـت مـیـخـره

مـیـگه ایـن چهـارشـنبه رو مـیـبـره

تـو جـیبـاش بـلیـتـای بـازنـدگـی

روی شـونـه هــاش کـوه ایـن زنـدگـی

هـواسـش تـو سـی سـال پـیش گـم شده

دلـش زخـمی حــرف مـردم شــده

 

سـر کـوچه مـلی یـه مـرد یـه مـرد

که سی سال پـیش ساعـتـش یــخ زده

نمـیدونـه دنـیـا چـه رنـگی شـده

نمیـدونه کــی رفـتـه کـی اومـده

سرکـوچه مــلی یـه مـرد یه مـرد

تو ی پالــتوی کهنـه ی عـهد بـوق

داره عابـرا رو نـگــاه مـیکنـه

که رد میـشـن ازکوچـه های شلـــوغ

 

هنوز عکــس فـردین بـه دیـوارشـه

خرابـاتی خونــدن هنــوز کارشــه

یـه عالـم تـرانـه تو سـینـش داره

قدم هاشو تولاله زار میــشـمــره

دلــش از تآتــرای بـسـتـه پــره

چشـاش از نگـاهــای خسـتـه پــره

هـنـوز فـکـر چهـارشــنبـه ی بــردن

یه عـمـره باخـتــارو رج میــزنه

...

+ نوشته شده در  89/07/20ساعت 23:14  توسط   | 

شاملو :ديوان حافظ و قرآن در كشور من به يكديگر پهلو مي زنند!

سخنراني احمد شاملو
*******
در كنفرانس مشترك دانشگاه پرينستون و انجمن قلم آمريكا

آوريل 1976

معجزه موسي يد بيضاست يا مَن سلوي است. معجزه مسيح را زنده كردن مردگان دانسته اند، در سرزمين من، مذهب اكثريت اسلام است و مسلمانان قرآن را به عنوان معجزه كافي دانسته انــــد. اين نكته به گفتن آسان مي نمايد،‌امَا در پس اين آساني چيزي نهفته است.

در سرزمين من، اَز اين دست، نمونه هاي متعددي هست: اگر نمونۀ ديگري بخواهيد، من نام ديگري به زبان مي آورم كه در غرب نيز شناخته است. منظورم «ماني» است. و اگر به ياد آوريم كه مهجزۀ ماني كتاب ارتنگ يا ارژنگ بوده و نقاشي را نيز چيزي در شمار شعر به حساب آريم پايۀ اجتماعي هنرمند - علي العموم - در سرزمين ما به درستي آشكار خواهد افتاد.
غرب جلال الدّين رومي را مي شناسد و از مقام قدسي او آگاه است.
حافظ نيز در غرب نامي بسيار آشناست، امّا شايد اينجا كمتر كسي بداند كه حافظ بزرگ نيز در اقطار زبان فارسي به دليل ديوان غزلياتش «لسان الغيب» لقب گرفته است. و لسان الغيب به عقيدۀ‌ من تعبيري پر رنگ تر از مفهوم پيغمبري و در واقع به مبناي «زبان خدا» است. ديوان حافظ و قرآن در كشور من به يكديگر پهلو مي زنند!

بيرون آمدن اين سخن از دهان من - از آنجا كه خود يكي از شاعران سرزمين خويشم شايد حداقل «زيبا» نباشد؛ امّا براي اينكه حقيقي را گفته باشم ناگزيرم كه تمنا كنم كه گوينده سخن را در نظر نگيريد.
در ديار من، خلق، از ديرباز شاعران را به چشم پيمبران نگريسته انـــد، از احترام و محبّتي رشك انگيز برخوردار شان كرده اند، و از آنان چشم انتظار معجزه بوده اند. مي خواهم بگويم در ايران شاعري كاري است سخت صعب. از همان دم كه يكي در جامعه به عنوان شاعر پذيرفته شود قضاوتي سخت و بي رحمانه را به جان مي خرد دنباله رو و ريزه خوار سفرۀ ديگران نباشد، به قول نيما - سلسله جنبان شعر جديد فارسي - به پذيرفتن مقامي نظير مقام شهيدان تن در مي دهد.
در ايران - سرزمين من - شاعري با قضاوت سخت و بيرحمانه جامعه همراه است، آنجا كسي با نگاه لاقيدانه به شعر نمي نگرد. جائي كه سخن از شعر در ميان مي آيد چهره ها حالتي جدي به خود مي گيرد و اعصاب گونه ها كشيده مي شود. شبهاي شعرخواني در ايران به راستي يك حادثه است. هنوز جوانان ايران خاطرۀ فستيوال شعري را كه به هنگام سردبيري مجلّۀ  خوشۀ از سوي اين مجلّه با ياري چند تن از دوستان شاعر خود برپا داشتيم به ياد دارند و از آن به عنوان خاطره اي فراموش ناشدني ياد مي كنند كه دو تا سه هزار جوان در عرض يك هفتۀ تمام هر روز از ساعت 6 در باغ باشگاه كارمندان شهرداري گرد آمدند و تا نيمه شب به شعر ده ها شاعي كه به خرج خود از سراسر كشور به تهران آمده بودند گوش دادند.
بدين ترتيب من لازم نمي بينم اين وقت گرانبها را صرف آن كنم كه بگويم شعر را چگونه مي بينم. از نظر فني گفته اند كه شعر هنري كلامي است. يا چيزي از اين قبيل. بگذاريد چنين و چنان باشد. من ناقد شعر نيستم،‌ در دنياي بدي زندگي مي كنم،‌در دوراني بتر از بد. با چشم باز به جهان نگاه مي كنم؛ خشم و اندوه مرا سراپا مي جود و من به سي و دو دندان جگر خود را.

مردم كشور ما از پيمبران چشم انتظار معجزه اند، و بگذاريد با سربلندي اينجا در برابر شما دوستان خوبي كه اگر به زبان هاي گوناگون سخن مي گوئيد باري دل و انديشه اي يكسان داريد بگويم كه شاعران معاصر شما در ايران، بي هيچ خودنمائي و غروري چنين معجزه اي را به انجام رسانده اند و دستاوردهاي آفرينش شعري آنان چيزي است در خور زباني كه فردوسي ها و حافظ ها بدان سخن گفته اند.
بگذاريد مطلب را به تكرار اين جمله كوتاه كنم:

شعر هر چه هست باشد.
شاعران معاصر ايران توانسته اند شاهدان شرافتمند روزگار خود باشند.
 

پ.ن:
بعضی دوستان گفتن تعداد اپها کم هس خو دیگه ماهم که یه نویسده بیشتر نداریم.دیگه شرمنده دیگه...
+ نوشته شده در  89/07/14ساعت 23:6  توسط   | 

ای کاش من هم کوله بارم را ببندم

يكبار از روي كنجكاوي به زبان كودكانه  پرسيدم: "شهادت يعني چه؟"  با صورتي زيبا و لبخندي دلنشين به من نگاه كرد: " يعني انسان به خاطر خدا از خودش، خانواده اش و همه چيزش بگذرد و از اين دنيا برود".

چندین بار این جمله رو خوندم.و به افرادی که با سهمیه به دانشگاه میان فکر کردم.هرچی سعی کردم یا رابطه منطقی پیدا کنم!!!نشد.اقا نشد که نشد.لابد من نمیفهمم!!!!

شهید کیست؟؟شهادت چیست؟؟چرا ما به رفتگانمون در 8سال دفاع مقدس شهید میگیم و عراقیاهم به شهیداشون در 8 سال دفاع مقدسشون شهید میگن؟؟مشکل اینجاس امریکاهیاهم به مردگانشون تو افغانستان و عراق و....شهید میگن؟؟

تعجب داره به خدا مافیای ایتالیهم به کسایی که از بینشون میرن شهید میگن؟؟؟

بریم تو ادامه مطلب بیبنیم شهید یعنی چی؟؟

لطفا  هرکی نظر شخصی خودشو بگه""تاجایی که امکان داره با اسم واقعی یا مستعاری که سوتفاهم پیش نیاد""

اما واس این مرحله یکی از سرودهای حضرت امام روح الله خمینی(ره) قدس السره و جواب این سروده که مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای  دادنو بخونید واقعا قشنگ و لذت بخش هست.لطفا بخونید.بعد وارد ادامه مطلب شید.

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى

كه به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد

از دم رند مى آلوده مددكار شدم

بگذارید كه از بتكده یادى بكنم

من كه با دست بت میكده بیدار شدم

 

اما پاسخ :

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارق شده بودی ز همه کون و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

 

منتظر نظرات رنگارنگ دوستان هستیم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/07/12ساعت 15:28  توسط   | 

.............-12تا نقطه واس 12 روز دیگه

Three things in life that are most valuable

Love

Self-Confidence

Friends

 

آن من ،به من و مامان و گنجشکها برده است

و شعر وجودش قافیه ی محال دارد

 
آن من 2% رماتیسم دارد و محبت و صفا

آن من...فرشته یی را ماند

که دو بال سفید ندارد

و همیشه از کفش هایش ناراضی ست


آن من...بابونه یی را ماند که راه می رود ،

با غنچه ی زرد دلش...

کج راه می رود و پای چپش به پشت پای راستش می گیرد

وقتی حضور صمیمی عشق را حوالی خیابان احساس کند

آن من، به گل غریبی می ماند که در کرت پیاز روئیده باشد

سفید با پنج برگ کوچکش.........

آن من...اشک زن جوانی را می ماند
به صورت پهن تاریخ ،

در ابتدای البالوئی تاریخ


آن من...در همه ی عکس ها یش

هارمونی تعادل را حفظ می کند

......................................................................... 

ساعت  پنج وسی و پنج دقیقه  صبح :

پنجاه به پنجاه ، نه خوبم  و نه بد

چای که درست کردم ،

برایت ادامه نامه را خواهم نوشت...آنای من..

..خب؟ حالا تو خوابیده یی کودکانه و مظلوم..

تلوزیون بسکتبال نوین پخش می کند

بین شیکاگوبورس و فیلادلفیا..از رقابت های جام ام بی ای آمریکا..

از آمریکا گلایه ای نمی شود داشت ، آنها حق وتو دارند

به همین خاطر جایگزینی مایکل جردن لگستون هیوز کار عجیبی نیست

ار فرانسه نومیدم که در قرن نوزدهم و بیستم، مهد زایش مکاتب متعدد هنری،

در شعر و نقاشی و رمان و کل فرنگ بود

ولی به ناگهان قلم ها به دور انداخته شد و آدامس جای آن را گرفت..

ژان پل سارت ،ژاک پره ور ، سیمون دوبوار ،فلوبر ،ویکتور هوگو...

قهرمانان ملی فرانسه که فخر دوران نیز بودند ،

به پیرس و هانری و زیدان و پلاتینی تبدیل شدند...

به جای دست ها ، پا ها ارزش یافته و به سرعت هم پیش می روند....

طرح این مسئله حساس وجدی ،به این صورت کمی  عقده یی به نظر می رسد..

منظورم این است که قافله سالاران معضلات فکری بشر ،به این نتیجه رسیده اند که

به جای فکر کردن ، مست کنند..به جای طرح مسائل فلسفی ،خوب غذا بخورند و خوب بدوند و خوب بخندند....

به جای کافه های روشن فکری و  بحث ها و مجادله ها

به کاباره ها و دانسینگ های مبتذل پناه ببرند....آیا این چنین است....

که اگر این چنین باشد.. وحشتناک است..

فکر می کردم ، با وجود سازمان های معتبر یونسکو و یونیسف

وسازمان های معتبر دیگری که به سازمان معتبر ملل وابسته اند،

دیده بانان تعادل در جهان خواهند بود....

کار به جایی رسیده است که ترک های ترکیه ، حاضرند پول زندگی هزار ناظم حکمت را

برای خرید یک وزنه بردار به تربیت بدنی شان تقدیم کنند،

 با حقوق ماهیانه خدا تومن ...تا از قافله بورس عقب نیفتند

در کسب امتیاز های ملی ...غرضی نیست...مرضی نیست...حسادت نمی کنم

به خداوندی خدا ، منظورم ارزانی اندیشه است. وبی اعتباری فکر

یعنی پاسپورتی که بدون آن ، کلاغ ها هم به جمع خود راهمان نمی دهند

گرایش به ورزش- به عنوان یک روش سالم وساتم ساز ، برای زدودن تنش ها از جان خسته و نومید-

شاید که عاقلانه ترین  تصمیم باشد..پس از این مبحث می گذریم تا نامه دیگر  که در حد و اندازه هایاین گرایش و گزینه باشد

شاید بیلیارد برای مردم سوئیس که در اوج رفاه، بیشترین آمار خودکشی را دارند ،بهتر از خواندن رمان سقوط آلبر کامو باشد...

دانشگاه هاروارد در برابر فیفا و فیلا  کم آورده است....

سانترهای دوید بکهام، از طرح بود و نبود شکسپیر قابل تامل تر شده است..

ظاهرا هنوز سنی از عمر بشر نگذشته است..هنوز در حال تجربه ییم...

هیجان آدم را می کشد و جویدن آدامس از سکته جلو گیری می کند..

فرار از فلسفه و اندیشه ، خود فلسفه جدیدی ست که تازه راه افتاده است ...

ساعت شش و دوازده دقیقه است..چشمانم تار می بیند ...

برای خودم چای می ریزم ، تا همه هوش و حواسم را متوجه کلاغی کنم

که ما را در هیبت انجیری خورده بود...چاییم را بخورم....

آن من.. روزی که از چاپ مقاله ات حرف می زدی ،

انگشتان لاغر و ضعیفت گوشه لباست را می فشرد و نگاهت از سطح نا خداگاه به بالا می رفت..

همین حالت را هم به وقت شعر خواندن خودم و گوش دادن تو در تو دیده ام..

بیا یک روز  به قبرستان نیچه برویم و روی مزار نیچه ،  دو دسته گل بابونه بگذاریم

وبگوییم : ما از دیار زردتشت  می آییم..پیامبری که خدایش هرگز نمی میرد..

بدتر از هیتلر بمبارانمان خواهد کرد ، که آتش مردنی ست.......

چشمانم به زحمت کلمات را تشخیص می دهند..به سرعت دارم در سیاه چال تکلف سقوط می کنم..

هر چه از نیچه و زرتشت نوشتم پس می گیرم و به جایش سیگاری روشن می کنم..

تو بجای سیگار پسته بشکن با آب پرتقال بنوش تا سالم زندگی کنی....

بالشم بوی مرغ مردار می دهد ،بابش تو چطور ؟

جمله ی سفر به آلمان و رفتن به قبرستان وگل بابونه وقبر نیچه و حرف های زردتشت را خط بزن...

برایم دعا کن..چشمان تو گل آفتابگردانند..به هر جا که نگاه کنی، خدا آنجاست..

هزارمین سیگارم را روشن میکنم..پس چرا سکته نمی کنم ؟    نمی دانم..................

پ.ن:

نویسنده:یهانپ نیسح

دیدتونو عوض کنید.

+ نوشته شده در  89/07/07ساعت 21:27  توسط   |